![]() |
![]() |
|
|
ای جنگل! ای انبوه اندوهان دیرین ای چون دل من ، ای خموش گریه آگین سر در گریبان در پس زانو نشسته ... ای جنگل ای داد از آشیانت بوی خون می آورد باد ... ای جنگل ای شب ای بی ستاره ! خورشید تاریک ! اشک سیاه کهکشان های گسسته ! آیینه دیرینه زنگار بسته ! دیدی چراغی را که در چشمت شکستند ؟ ای جنگل ای غم ! چنگ هزار آوای باران های ماتم ! ای جنگل ای حیف ! همسایه شب های تلخ نامرادی ! در آستان سبز فروردین دریغا آن غنچه های سرخ را بر باد دادی ! ای جنگل ای پیوسته پاییز ای آتش خیس ! ای سرخ و زرد ، ای شعله سرد ! تاکی ستم با مرد خواهد کرد نامرد ؟ ای جنگل ای خشم ! با من بگو از سرگذست آن سپیدار آن سهمگین پیکر که با فریاد تندر چون پاره ای از آسمان افتاد بر خاک ای جنگل ای پیر ! بالنده افتاده ، آزاد زمینگیر ! خون می چکد اینجا از زخم دیرین تبرها ای جنگل ! اینجا سینه من چون تو زخمی است اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد دمادم . هوشنگ ابتهاج |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/03/19ساعت 1:30 توسط فاطمه ولیان |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/10/23ساعت 1:0 توسط فاطمه ولیان |
|
|
سازمان علمی – آموزشی ملل متحد (یونسکو) در نظر دارد به مناسبت سال جهانی سیاره زمین (سال 2008 میلادی) مسابقه ای را در میان دانشجویان ساسر جهان برگزار نماید. به گزارش اسنا ، در این مسابقه 350 نفر (5 نفر از هر کشور) شرکت خواهند کرد . آثار ارائه شده می تواند به صورت مقاله یا انشاء ، شعر یا متن ادبی ، پوستر یا نقاشی و پیام تصویری با موضوع "علوم زمین برای جامعه"(شعار سال جهانی سیاره زمین) و یا یکی از موضوعات دهگانه "آبهای زیرزمینی . به سوی استفاده پایدار" ، "مخاطرات . کاهش خطر" ، "افزایش آگاهی . زمین و سلامت ساختن محیطی امن تر" ، "آب و هوا . تاریخچه ثبت شده در سنگها" ، "ذخائر . به سوی استفاده پایدار" ، "ابرشهرها . ژرفتر شدن" ، "زرفای زمین . از پوسته تا هسته " ، "اقیانوس . زرفنای زمان" ، "خاک . پوست زنده زمین" و " زمین و زندگی . منشا تنوع " باشد . آثار ارسالی باید متعلق به خود دانشجو باشد و شرکت کنندگان باید میان 18 تا 22 سال سن داشته باشند. آثار باید به یکی از دو زبان انگلیسی یا فرانسه تهیه و حداکثر تا تاریخ 24 آبان ماه 1386 (15 نوامبر 207) به دبیرخانه کمیته ملی سال جهانی سیاره زمین ارسال شود . پنج اثر برتر از میان آثار ارسال شده ، از سوی کمیته ملی سال جهانی سیاره زمین انتخاب خواهند شد که این افراد با هزینه کمیته ملی برای شرکت در رویداد سال جهانی سیاره زمین (23 و 24 بهمن ماه 1386 برابر با 12 و 13 فوریه 2008) به مقر یونسکو در کشور فرانسه اعزام می شوند . چهار نفر برگزیده مسابقه جهانی ، به صورت فعال در چهار نشست مراسم افتتاحیه با موضوعات ذخایر ، مخاطرات ، ابرشهرها و سامانه زمین با حضور رهبران سیاسی جهان ، مدیرعامل های صنایع پیشگام و دانشمندان برجسته جهان ،شرکت خواهند کرد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/27ساعت 1:21 توسط فاطمه ولیان |
|
|
||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/26ساعت 20:33 توسط فاطمه ولیان |
|
|
بلوط کهنسال ایستاده بود و از فراز شاخه هایش به جنگل زیر پایش می نگریست ، به هزاران بلوط و راش و افرا و ممرز، به دوستان سبزش که سالهای زیادی را با آنها گذرانده بود. به یاد می آورد زمستانهای طولانی و سردی را که انبوه برف همه جا را سپید پوش می کرد و شاخه هایش از شدت برف و سرما قندیل می بست و او این همه را تاب می آورد به امید بهاری دیگر، به امید تلالوء آفتاب درخشنده ، به امید جوشش جویباران ، به امید سبزی دوباره جنگل و آواز شاد هزاران چلچله... زندگی طولانی اش را به یِاد می آورد وقتی را که در تابستان ، جنگل جامه سبز تیره بر تن می کرد و پرندگان در لابه لای شاخه هایش می جنبیدند ، سنجابها بلوط هایش را می چیدند و هر از گاهی مه رقیق جانی تازه به درختان می بخشید... به یاد می آورد پاییز طلایی را ،هزاران برگ زرد و نارنجی و ارغوانی را که با هر نسیم ملایمی در هوا می رقصیدند و زمین جنگل را همچون فرشی می پوشاندند ... بلوط کهنسال همچنان ایستاده بود ، شادمان بود از این همه زیبایی و حیات که خداوند به او بخشیده بود و او نیز به دیگر جانداران . در همین حال که با خود می اندیشید کاش همچنان سالهای بیشتری حیاتم را با دیگران تقسیم کنم ، صدایی ناموزون و گوشخراش سکوت جنگل را شکست...بلوط کهنسال دردی در جانش احساس کرد ، دردی جانفرسا ، که او را به یاد خاطرات نازیبایش انداخت ، زمانی را که در جوانی چند چوپان شاخه هایش را با تبر قطع کردند تا غذایی برای گوسپندان و آتشی برای خود مهیا کنند ، زمانی را به یاد آورد که آتش چند رهگذر نیمی از بدنش را سوزاند ، زمانی را که جوانی با چاقویی نامش را بر بدن او حک کرد ، اما این بارطعم دردی بس عظیم را می چشید ،گرچه دیگر یارای تحملش نبود اما همچنان سعی می کرد راست قامت بایستد... لحظه ای بعد صدای ناهنجار اره برقی قطع شده بود ...
و پیکر بلوط کهنسال بر زمین افتاده بود...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/17ساعت 22:29 توسط فاطمه ولیان |
|
|
هرکس شاخه درختی را بشکند مانند آنست که بال فرشته ای را شکسته است. پیامبر(ص)
مبعث پیام آور رحمت بر هگان خجسته باد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/05/20ساعت 11:16 توسط فاطمه ولیان |
|
|
کوله هایمان را بستیم و مثل همیشه صبح زود حرکت کردیم ، قصد صعود به قله کهکشان از رشته شاهکوه را داشتیم . هوایی تازه و مطبوع ،همه جا پوشیده از علفهای کوهی ، کوههایی زیبا و استوار ، صخره هایی باشکوه و خشن ، مناظری بدیع و بی نظیر ، و سکوتی اهورایی ... سکوتی که این روزها کمتر در شهرها وجود دارد و یا بهتر است بگویم اصلا وجود ندارد ، سکوتی که روح هر انسانی را می نوازد و او را به تعمق وا می دارد... و ناگاه صدایی سکوت را شکست ، صدایی بس نازیبا که همه زیبایی ها را در خود محو می کرد ، صدایی بس بی تناسب با کوهستانی چنین بکر ... صدای چند گلوله ! آری گلوله ، آنهم در فصل شکار ممنوع ! *** همه چیز محو شد وقتی بدن سر بریدة قوچ را یافتیم ، همة آرامش کوهستان ، همة زیبایی ها جلو چشمانم محو شد وقتی چشمانم به چشمان بی روحش افتاد ، وقتی لحظه ای اندیشیدم که تا چند ساعت قبل این حیوان بی جان ، جان داشته ، که روح داشته ، که در کوهستان آزادانه می زیسته و اکنون...
*** تماس های مکرر با اداره محیط زیست در حالیکه جان ما نیز در خطر بود و هر لحظه امکان می رفت شکارچیان برای بردن لاشه حیوان بازگردند ( آنها از ترس اینکه ما متوجه شان شده ایم لاشه را زیر سنگی مخفی و خودشان نیز ناپدید شده بودند ). سریعاً اقدام به فرود به سمت پایین کوه کردیم و هنوز اثری از محیط بانان به چشم نمی خورد ، بعد از چهار ساعت ماشین آنها را دیدیم که بدون اینکه متوجه ما بشوند به سمتی دیگر رفتند ... *** و اینک این سوالات ایجاد می شود که چه کسی مسئول حفظ محیط بکر و طبیعی این سرزمین است که هر روزه مورد هجوم عده ای قرار می گیرد ؟ چرا اداره محیط زیست که عملاً تنها حامی حیوانات بی پناه است نباید حضوری فعال در منطقه داشته باشد ؟ چرا شکارچیان بومی باید با این آسودگی خاطر در فصل شکار ممنوع با وقاحت تمام به شکار بپردازند و بیمی به خود راه ندهند ؟ آیا وقت آن نرسیده که سازمان محیط زیست به فکر راه حل اساسی برای برخورد با این شکارچیان غیر مجاز باشد ؟ چه کسی پاسخگوی نسل آینده خواهد بود وقتی به جای دیدن قوچ و میش و کل و بز و حیوانات دیگر با سرزمینی خالی روبه رو می شوند ؟ و آیا این سرزمین پهناور تنها به همت محیط بانان حفظ می شود اگر آسوده بشینیم و تنها ، نظاره گرهزاران زخمی باشیم که بر آن وارد می کنند ؟ آیا زمان آن نرسیده که با فرهنگ سازی هرچه بیشتر هر گردشگر طبیعت را به یک حامی طبیعت تبدیل کنیم ؟ *** به حرف پیتاگور می رسیم که "مادامی که بشر بیرحمانه موجب فنای جانداران پایین تر از خود می شود نه رنگ صحت را خواهد دید و نه به صلح دست خواهد یافت . ما دامی که بشر حیوانات را می کشد همنوع خود را هم خواهد کشت. در حقیقت کسی که تخم درد می پراکند نمی تواند خوشی و عشق درو کند ." |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/05/14ساعت 13:14 توسط فاطمه ولیان |
|
در سالهای اخیر شاهد هزاران مورد از این دست اخبار بوده ایم.موارد فوق فقط نمونه هایی از مشکلات بیشماری است که آلودگی برای انسان به وجود می آاورد. متاسفانه ما تنها وقتی از آلودگی آگاه می شویم که لطمه آن را دیده باشیم. آنطور که معلوم است ما در حال بندبازی روی طناب هستیم و اگر به برهم زدن تعادل طبیعت ادامه دهیم، در پرتگاه ژرفی که خود به وجود آورده ایم سقوط خواهیم کرد. آیا وقت آن نرسیده است که در رفتارهای خود تجدید نظر کنیم ؟ آیا وقت آن نرسیده است که به زندگی و حیات دیگر موجودات زنده احترام بگذاریم؟ آیا زمان آن نرسیده است که انسان برای حفظ و بقای حیات خود هم که شده ، سعی در حفظ این کره خاکی داشته باشد؟ اینک آیا وقت آن نرسیده است که برای مقابله با این بحران جدی که جهان را تهدید می کند بسیاری از عادات ، رفتارها ، الگوها و ارزشهای خود را تغییر دهیم ؟ شاید دورانداختن یک ته سیگار ، یک روزنامه کهنه ، یک بطری خالی ، یک قوطی کنسرو چندان مهم به نظر نرسد اما وقتی این اهمالهای کوچک را در تعداد میلیونها افراد عامل آن ضرب کنیم به رقم بزرگی می رسیم. این اهمالهای کوچک به علاوه آلودگی های ناشی از رشد بی رویه صنعت بدون توجه به معیارهای زیست محیطی ما را با بحرانی جدی مواجه کرده است.در جهانی که همه نقاط آن از نظر زیست محیطی به یکدیگر وابسته اند هیچ انسانی قادر نیست سرنوشت خود را از سرنوشت کل موجودات جدا کند. اگر نتوانیم با مسائلی مانند تغییر آب و هوا ، از بین رفتن گونه های حیوانی و گیاهی ، نازک شدن لایه اوزون و رشد جمعیت به نحوی موثر مقابله کنیم ، بی شک همه ما از عوارض سوء ان صدمه خواهیم دید. بیایید با افزودن دانش زیست محیطی خود ، احترام به زندگی تمام موجودات و انجام ندادن اعمال مغایر با محیط زیست ما هم گامی در راه حفاظت کره زمین برداریم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 0:31 توسط فاطمه ولیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
رضا شریفی فاطمه ولیان مرحوم سعید فرشی زینب عادل پرتوی هومن نوروزی مجتبی سرابی سید مهدی حسینی الناز جاور |
| پیوندها |
|
دانشگاه صنعتي شاهرود سازمان حفاظت محيط زيست کانون عالی گسترش فضای سبز و محیط زیست ایران دیده بان کوهستان دیده بان محیط زیست ایران دكتر غلامعلي بسكي |
|
|